فوق العاده حس بدی نسبت به این کلمه دارم و احساس میکنم هرکی از این کلمه استفاده میکنه یه جور عقب مونده هست که میخواد خودش رو جلو افتاده نشون بده و چقد احمقانه س این تصورش چون اصلا اینطور نیست و با تلفظِ تک تکِ حروف مدام به عقب و عقب تر پرتاب میشه و با تلفظِ "گ" در قامت یک انسانِ روستایی که بغچه ی گره خورده به چوب دستی رو بر دوش میکشه و منتظر می نی بوس ایستاده تا به شهر بیاد ظاهر میشه.
نمی دونم چند نفرتون اهل فیلم دیدن هستید یا حداقل سری فیلمهای معروف به "صمد" رو دیدید. توی این مجموعه فیلمها شخصیت صمد خیلی مسخره نیس و در عوض شخصیت "عین الله باقرزاده" مسخره و قابل دست انداختن نشون داده میشه. شخصی که اصالت روستایی داره و فکر میکنه با چند وقت درس خوندن در شهر و بستن کروات و پوشیدن کت و شلوار شخصیت و ماهیتش عوض میشه.
قضیه آدمهای اطراف خودمون هست که روزمره می بینیمشون. لباس پوشیدن و نوع آرایش و مدل مو شما رو به هیچ عنوان بهتر نشون نمیده بلکه کاملا مضحک و مسخره بنظر میاید.
هیچ انسان عاقلی در شرایط عادی نمی تونه شلوار پاره رو قشنگ بدونه. شلوارِ کوتاه به هیچ عنوان زیبایی و شیک بودنِ یه شلوارِ نرمال را نخواهد داشت.
برچسب:
نویسنده: روژان اکبریپور