خرید بک لینک
قهوه
نويسنده :
تاريخ: یکشنبه سی و یکم خرداد ۱۴۰۵ ساعت: 9:29

رفته بودم اتاق یکی از همکارا که با هم قهوه بخوریم، بعد از خوردن و موقع برگشت توی راهروی شرکت به سمت اتاق خودم، غرق افکار و خبرهای منتشر شده بودم. یه نگاه به لیوان انداختم، قهوه های تهش شبیه قلب بودن. توی ذهن خودم فالگیر شدم و با توجه به همون افکار و گزارش‌ها، تنها فالی که میتونستم متصور شم، سکته قلبی بود.


برچسب: نویسنده: روژان اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 11:30

صفحه بندی