خرید بک لینک
تقریبا هر سفری که به تهران دارم، یا اطرافیانی که به هر دلیل، کاری یا تفریحی به پایتخت سفر میکنن، بعد از پرسش خب چه خبر؟ این جواب داده میشه که، تهران اصلا بدرد زندگی نمیخوره.

ترافیک و پارک ممنوع و توقف ممنوع و چراغ سبز و قرمز و طرح ها و محدودیت های ترافیکی قوانینی هستن که برای راحت تر شدن جریان زندگی در شهر شلوغی مثل تهران وضع و اعمال میشن که شاید اگر کمی دید منطقی و مبتنی بر انصاف و خارج از احساسات شهروندی داشته باشیم باید بگیم که مفید و لازم اجرا هستند.

خارج از همه این قوانین، قانون هایی از سوی پایتخت نشین ها وضع میشه که از آشفتگی روحی و بی حوصله گی جامعه ای پرده برمیداره که خودش رو از لحاظ سطح فرهنگی و اجتماعی یه سر و گردن بالاتر از بقیه کشور تصور میکنه، حال اینکه به هیچ عنوان این موضوع صحت نداشته نداره و نخواهد داشت.

ورود با خوراکی ممنوع، قبلا این تذکر به این شکل بود، لطفا با خوراکی وارد نشوید.

زمان استفاده از تخت 30 دقیقه می باشد. کافه ها و رستوران هایی که شاید این محدودیت زمانی در تمام طول روز تاثیر چندانی در روند حضور مشتری نداشته باشد ولی قطعا این قانون نشان از این دارد که وضع کننده آن تحمل دیدن بیشتر از 30 دقیقه مشتری را ندارد.

از ایستادن بیجا در این محل خودداری کنید. این عبارتی است که روی برگه ای در وسط بازار بزرگ تهران که اصلا جایی برای توقف ندارد، بر روی دربی چوبی و قدیمی چسبانده شده بود. قطع به یقین در طول روز شاید 2 یا 3 نفر بتوانند حداکثر 2 دقیقه آنجا توقف کنند تا تصمیم بگیرن که به کدام قسمت بازار بروند و یا اینکه آدرس مورد نظرشون رو پیدا کنن، ولی همین موارد هم از سوی جماعت با فرهنگ غیر قابل تحمل است.

آدرس نپرسید، این مورد علیرغم اینکه خیلی نیاز به توضیح ندارد ولی هزاران توضیح و حرف میتوان در موردش زد. تعجب و تاسفی که بعد از خواندن این جمله در ذهنم مرور می شد خیلی کمرنگ تر از این بود که چطور یک نفر میتواند همچین رویی داشته باشد؟؟!!! در اینکه حداقل عبارت لطفا را نتوانسته در ادبیات خود استفاده کند گویای همه ی آشفتگی ها و ناراحتی های روانی شخص دارد. آدرس نپرسید یعنی قیمت نپرسید، جنس را نپرسید، سلام نکنید، خسته نباشید نگوید، فقط پول را بدهید و خرید کنید و بروید.

شاید نمونه های زیادی از این قبیل رفتارهای نابهنجار از لحاظ روحی که در تصور افراد برای هنجار جامعه وضع می شوند در پایتخت وجود داشته باشد ولی تسری آن به دیگر مناطق کشور واقعا جای تاسف دارد. معمولترین آنها بحث ورود با خوراکی است که بعد از تهران به شهرها هم منتقل شد و ...

در شهری که فرهنگ آدمها با سگ و میمون و گربه و سنجاب ارتقاء پیدا کند، ارتباط گرم اجتماعی با انسان ها و همسایه و همنوع بی معنا می شود.

برچسب: نویسنده: روژان اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 23 اسفند 1397 ساعت: 13:40

صفحه بندی