خرید بک لینک
محل زندگی قبلیمون یه محیطِ شرکتی بود، دوتا خط تلفن داشت. شهری و شرکتی. خط شهری برای تماس با خارج شهر و شماره های غیر شرکتی، که پولی بود و خط شرکتی یه جورایی تلفن داخلی بین منازل بود که فقط مختص شماره های شرکتی بود و البته مفتی. اون موقعها از آی دی کالر و این ژیگول بازیا هم خبری نبود.

یکی از تفریح ها در زمانی که با بچه ها دور هم جمع میشدیم این بود کهههههه. با خط شهری و شرکتی همزمان شماره می گرفتیم بعد گوشیارو برعکس میذاشتیم روبروی همدیگه. یعنی چی؟ یعنی میکروفن جلوی گوشی و گوشی جلوی میکروفن. بازم یعنی چی؟ یعنی خروجی صدا جلوی ورودی صدا و ورودی صدا جلوی خروجی صدا.

حالا این وسط چه اتفاقی میفتاد؟ هر دو طرف میگفتن

-الو

-الو

-بفرمایید

-شما بفرمایید

-شما تماس گرفتید

-من؟

-شما الان تماس گرفتی

-من شما رو میشناسم که تماس بگیرم؟ تو زنگ زدی، تلفن من زنگ خورد برداشتم

- مسخره میکنی؟؟ من تلفنم زنگ خورد و ...

خلاصه ما هم این وسط جیکمون در نمیومد تا کار به فش و فش کشی میرسید و نگه داشتن خنده های ما هم به مرز انفجار .

اینجا بود که گوشیارو قطع میکردیم و میزدیم زیر خنده.

اینارو گفتم که بدونید ماها تفریحات سالم و بدون دردسری داشتیم.

بازم از این خاطره ها براتون تعریف میکنم.

برچسب: هههههههه, نویسنده: روژان اکبری‌پور تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 7:34

صفحه بندی